به گزارش گروه رسانه ای ایران – گرا؛ صالحی امیری، وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی با اشاره به این که گیلان نگین سبز ایران، نه تنها از منظر ظرفیت های گردشگری و فرهنگی، بلکه در عرصه تعاملات تمدنی، بوم شناسی تاریخی و دیپلماسی فرهنگی جایگاهی ممتاز در جغرافیای فرهنگی ایران دارد.
قرارگیری گیلان در کرانه های نیلگون دریای کاسپین و امتداد آن بر دامنه های پرصلابت البرز، موقعیتی ممتاز و استراتژیک به این استان بخشیده است.
این اقلیم منحصر به فرد که در تقاطع مسیرهای کهن تجاری و فرهنگی قرار دارد، همواره کانون دادوستدهای تمدنی بوده و در سپهر تحولات تاریخی ایران زمین، جایگاهی تعیینکننده ایفا کرده است.
جنگل های هیرکانی، این میراث زیستی با قدمتی بالغ بر ۵۰ میلیون سال که در فهرست جهانی یونسکو ثبت شده است، به مثابه گنجینه ای از تاریخ اکولوژیک زمین، سندی بر عظمت زیست بوم این استان است.
از سوی دیگر، بیش از ۵ هزار اثر تاریخی و فرهنگی از شهر پلکانی ماسوله که در مسیر ثبت جهانی در یونسکو قرار دارد، تا قلعهرودخان، از بقاع متبرکه تا معماری سنتی روستاهای کوهستانی، نشان از پیوند ژرف انسان، طبیعت و تاریخ در این خطه دارد. این امر، گامی بلند در راستای جذب گردشگر و معرفی گیلان بهعنوان یک مقصد مهم جهانی به شمار میآید.
آنچه گیلان را به الگویی کم نظیر در توسعه مبتنی بر میراث و هویت تبدیل میکند، ترکیب متوازن میراث ملموس و ناملموس، صنایعدستی غنی و ظرفیت های بی بدیل گردشگری است. میراث ناملموس این استان، از موسیقی مقامی تا آیینهای سنتی، از ادبیات فولکلور تا هنرهای اجرایی، در کنار میراث ملموس آن، همچون بافت های تاریخی و بناهای ارزشمند، بستری است برای بسط گفتمان فرهنگی ایران در سطوح منطقه ای و بین المللی.
صنایعدستی گیلان که حاصل ذوق، هنر و روح خلاق مردمان این دیار است، نهتنها ارزش های اقتصادی دارد، بلکه حامل بار هویتی و فرهنگی عمیقی است. چادرشب بافی، حصیربافی، سفالگری، گلیمبافی و دیگر هنرهای اصیل، صرفاً محصولات دستی نیستند، بلکه روایتگر تاریخی هستند که از ژرفای تمدن این سرزمین برآمده است. از سوی دیگر، بازارهای سنتی و محلی که زیبایی و رونق عجیبی به شهرهای استان میدهند، فضای شگفت انگیز و دلفریبی را برای گردشگران فراهم میآورد که در قالب تعاملات فرهنگی و تجاری، تأثیرات مثبت و شگرفی را در زمینه جذب توریست به وجود میآورد.
در سپهر سیاستگذاری های فرهنگی و گردشگری، توسعه گیلان نه تنها یک ضرورت ملی، بلکه یک فرصت ژئوپلیتیک در راستای دیپلماسی فرهنگی و تعاملات بین المللی است. این استان، با بهرهگیری از ظرفیت های فرهنگی و گردشگری خود، میتواند در مسیر تبدیلشدن به یکی از قطب های گردشگری پایدار منطقه ای و جهانی گام بردارد.
گردشگری فرهنگی، به عنوان یکی از رویکردهای مترقی در سیاست های توسعهای، میتواند هم زمان با حفظ و صیانت از میراث ارزشمند این استان، زمینه ساز تقویت تعاملات بینالمللی، خلق ارزش افزوده اقتصادی و تعمیق پیوندهای اجتماعی و فرهنگی شود. تجربه جهانی نشان میدهد که کشورهایی که سرمایهگذاری استراتژیک در توسعه زیرساخت های فرهنگی و گردشگری خود داشته اند، توانسته اند با ارتقای جایگاه خود در نظام بینالملل، اقتصاد خود را بر پایه مزیت های بومی و پایدار بنا کنند.
در عصر حکمرانی نوین که محور آن بر بنیادهای دانش بنیان و توسعه پایدار استوار است، نمیتوان مقوله گردشگری و میراث فرهنگی را در چهارچوبهای سنتی تحلیل کرد. ورود به مرحله جدیدی از سیاستگذاری های کلان در این حوزه، مستلزم بازاندیشی در نظام مدیریت فرهنگی، بهرهگیری از فناوری های نوین در حفاظت از آثار تاریخی و هوشمندسازی صنعت گردشگری است.
با شناخت طولانی از گذشته و در سفر ۲ روزه به دیارگیلان به این باور رسیده ام این استان با دارا بودن ظرفیت های منحصر به فرد خود، میتواند در قامت یک مدل ملی برای گردشگری پایدار، میراث داری هوشمند و دیپلماسی فرهنگی عمل کند. اما تحقق این چشمانداز، نیازمند اتخاذ راهبردهای تحولآفرین، تخصیص منابع بهینه و ارتقای سازوکارهای مدیریتی است.
در نهایت، آینده گیلان نه صرفاً در جذب گردشگر، که در بازتعریف نقش این استان بهعنوان یک مرکز الهام بخش در قلمرو فرهنگی ایران و جهان رقم خواهد خورد؛ جایگاهی که در آن، میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری نه صرفاً عناصر اقتصادی، بلکه ابزارهایی برای تحکیم هویت ملی، توسعه متوازن و تعاملات تمدنی خواهند بود./
