وقتی مسعود تحت بازجویی قرار گرفت، گفت: «روز گذشته امیر و پسرش چند ساعتی به خانه ام آمدند اما مدام با هم درگیری لفظی داشتند بعد هم خانه ام را ترک کردند و دیگر خبری از آن ها ندارم.»
از آن جا که برای ماموران محرز نشد که او واقعیت را گفته با دستور قضایی به خانه او رفتند و در بازرسی از خانه لکه های خون روی پشت بام و خودروی او کشف کردند و با انجام آزمایش مشخص شد که خون ها متعلق به امیر و پسرش است. همچنین تلفن همراه و ساعت مچی امیر نیز در خانه پیدا شد. با شدت گرفتن بازجویی ها مسعود به قتل اعتراف کرد و گفت: «من و امیر بیش از ۱۵ سال باهم دوست بودیم. او میگفت توانایی هیپنوتیزم کردن و پیشگویی دارد. روز حادثه به خانه ام آمد. من و امیر به پشت بام رفتیم و پسرش داخل خانه ماند.
او از من خواست تا بعد از بستن دست و پایش به او جوهرنمک تزریق کنم و چند دقیقه ای تنهایش بگذارم تا به عالم غیب برود. بعد از چند دقیقه وقتی به پشت بام برگشتم دیدم امیر فوت کرده است. از ترسم تیغ موکت بری آوردم و ضربه هایی به گردنش زدم. وقتی پسرش سراغ او را گرفت، گفتم روی پشت بام است اما با دیدن جسد پدرش ترسید و من هم او را کشتم و اجسادشان را در جاده جاجرود رها کردم.»
با اعترافات متهم بقایای اجساد کشف و به پزشکی قانونی منتقل شد.
در ادامه تحقیقات کارآگاهان دریافتند که مسعود از ۳ سال قبل با همسر مقتول در رابطه پنهانی بوده است وقتی ماموران به سراغ همسر مقتول رفتند، دریافتند او چند ساعت قبل از حضور ماموران با بلعیدن تعداد زیادی قرص اقدام به خودکشی کرده اما زنده مانده است.
در ادامه مسعود به قتل اعتراف کرد اما مدعی شد همسر مقتول با وعده پول از او خواسته شوهر و پسرش را بکشد. این در حالی بود که زن میانسال منکر این ادعا شد.
با تکمیل تحقیقات برای مسعود به اتهام قتل عمد و جنایت بر میت و برای زن میانسال به اتهام معاونت در قتل کیفرخواست صادر و پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد و دو متهم به زودی پای میز محاکمه میشوند./ سومانیوز
